الشيخ أبو الفتوح الرازي
361
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
اصبغ نباته ( 1 ) روايت كند از امير المؤمنين على - عليه السّلام - كه او گفت در بهشت دو لؤلؤ هست از قرار زمين تا به بطنان عرش يكى سپيد ( 2 ) و يكى زرد در هر يكى هفتاد هزار ( 3 ) غرفه است آن كه سپيد ( 4 ) است وسيله محمّد و آل محمّد است و آن كه زرد است وسيلهء ابراهيم خليل و اهل البيت اوست و رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت از خداى براى من وسيله خواهى ( 5 ) كه آن درجه است ( 6 ) در بهشت كه جز يك بنده در نيابد و اميد ( 7 ) مىدارم كه آن بنده من باشم . حميد طويل روايت كند از انس مالك كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت حجابى است ميان بنده و خداى - جلّ جلاله - يعنى رحمت و ثواب او و آن حجاب ، على بو طالب است چون بنده به او ( 8 ) توسّل كند حجاب بردارند ميان بنده و خداى تعالى . ابو جعفر الباقر روايت كند از جابر عبد اللَّه انصارى كه او گفت ما » جماعت انصار فرزندان را بر على بو طالب ( 10 ) عرض كردمانى هر كه او را دوست داشتى دانستمانى كه او حلال زاده است و هر كه او را دشمن داشتى دانستمانى كه حرام زاده است ( 11 ) و ما جماعت انصار هر گه ما را حاجت ( 12 ) بودى به رسول - عليه السّلام - على را وسيله كردمانى تا حاجت من ( 13 ) روا كردى . زهرى گفت بيمار شدم بيمارى كه از آن به هلاك نزديك شدم با خويشتن انديشه كردم كه مرا به خداى تعالى وسيلتى بايد در عهد خود از على ( 14 ) حسين زين العابدين فاضلتر نشناختم او را گفتم يابن رسول اللَّه ، حال من اين است كه تو مىبينى اگر بر من صدقه كنى به دعايى كه در اين عهد از تو گراميتر بر خداى تعالى بنده نمىدانم مرا گفت كدام خواهى ؟ من دعا كنم تا تو آمين گويى يا تو دعا كنى
--> ( 1 ) . مر : اصبغ بن نباته . ( 2 ) . لب ، مر : سفيد . ( 3 ) . آج ، لب ، مر ، لت : هفتاد . ( 4 ) . آج ، لب ، مر : سفيد . ( 5 ) . تب ، مر : خواهيد . ( 6 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : درجهاى . ( 7 ) . وز : اوميد . ( 8 ) . آج ، مر : به دو . ( 9 ) . وز : با . ( 10 ) . وز : ابو طالب ، مر : أبي طالب . ( 11 ) . مر : نيست . ( 12 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت : حاجتى . ( 13 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : ما . ( 14 ) . تب ، مر : على بن .